مهمان گرامی , خوش آمدید
خوراک سایت

تفکر سیستمی در آینه اخبار روزانه-۸-دریاچه ارومیه و راهکار احیای آن

درج شده در : ۶ اردیبهشت, ۱۳۹۳|۱۸:۵۱ | تعداد بازدید: 1,325 مرتبه

 

انباشت و جریان ها در این مطلب کدامها هستند؟ سیستم مرتبه اول است یا نه؟ و سایر نتیجه ها را بنویسید.

دریاچه ارومیه و راهکار احیای آن

همایون کتیبه دارای دکترا در توسعه منابع آب عضو هیئت علمی دانشکده معدن و متالورژی دانشگاه امیرکبیر در مطلب ارسالی برای «نگاه شما» نوشت:

نزدیک به بیست سال است که هر ساله سطح آب دریاچه ارومیه پایین و پایین‌تر می‌آید. این اتفاق توسط یک فرمول ساده در علم هیدرولوژی (به شرح زیر)، موسوم به معادله بیلان هیدرولوژیک، قابل توضیح است:

Inflow – Outflow = ΔS

که در این رابطه:

Inflow بیانگر آب ورودی به دریاچه در هر سال،

Outflow بیانگر آب خروجی از دریاچه در هر سال، و
ΔS عبارتست از تغییر در حجم ذخیره دریاچه در هر سال.

پارام‌تر اول یعنی Inflow خود دارای اجزای تشکیل دهنده-ای است که در اینجا مورد بحث نمی‌باشند. پارام‌تر دوم یعنی Outflow معرف آب خروجی از دریاچه است که در مورد دریاچه ارومیه‌‌ همان تبخیر می‌باشد. در صورتی که آب ورودی به دریاچه از خروجی (تبخیر) بیشتر باشد، سطح آب دریاچه هر ساله پایین و پایین‌تر خواهد آمد،‌‌ همان اتفاقی که در بیست سال گذشته در مورد دریاچه ارومیه شاهد آن بوده و هستیم. در این صورت، حاصل تفاضل سمت چپ معادله بالا منفی خواهد بود. به عبارتی، تغییر در حجم ذخیره دریاچه منفی بوده و این به معنای کاهش حجم ذخیره آبِ دریاچه می‌باشد.

منفی بودن بیلان هیدرولوژیک دریاچه ارومیه بدلیل عواملی است که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از: برداشت بی‌رویه از منابع آب سطحی و زیرزمینی پیرامون دریاچه، خشکسالی و کمبود بارش در ساله‌های اخیر، و افزایش درجه حرارت هوا ناشی از گرمایش کره زمین که موجب افزایش تبخیر از دریاچه شده است. از میان این سه عامل، عامل اول یعنی برداشت بی‌رویه از منابع آب سطحی و زیرزمینی، مهم‌ترین و تاثیر گذار‌ترین عامل می‌باشد.

حال باید گفت که به منظور احیای دریاچه ارومیه، به گونه‌ای که هرساله شاهد بالا آمدن بیشتر سطح آب آن باشیم، می‌بایست بیلان هیدرولوژیک دریاچه مثبت شود. بدین معنی که آب ورودی به دریاچه بیشتر از خروجی آن در هر سال باشد. هم اکنون ورودی آب به دریاچه در هر سال چیزی بالغ بر یک میلیارد متر مکعب کمتر از خروجی آن می‌باشد. چنانچه گفته شد این امر عمدتاً بدلیل برداشت بی‌رویه از منابع آب سطحی و زیرزمینی پیرامون دریاچه است.

حال به فرض (که تقریباً محال بنظر می‌رسد و یا اینکه حداقل ده‌ها سال به طول خواهد انجامید) اگر بتوانیم در یک برنامه‌ریزی دراز مدت، بیلان هیدرولوژیک دریاچه ارومیه را به صفر برسانیم، این بدان معناست که تنها توانسته‌ایم که وضعیت دریاچه را در وضع موجودِ آن حفظ کنیم. به عبارتی، اگر به فرض کاملاً محال، در همین لحظه، کمبود یک میلیارد مترمکعبی ورودی آب دریاچه ارومیه جبران شده و بیلان هیدرولوژیک آن صفر شود، تنها توانسته‌ایم که دریاچه را در وضعیت فعلی حفظ نماییم، یعنی در وضعیتی که ۹۳ درصد آن خشک است. این در حالی است که دسترسی به بیلان هیدرولوژیک صفر نیز در شرایط کنونی که مصرف آب رو به تزاید بوده و شاهد ازدیاد برداشت هستیم، چیزی در حد محال است.

راهکار پیشنهادی برای احیای دریاچه ارومیه:

از بحث بالا آشکار شد که به منظور احیای دریاچه ارومیه چاره‌ای جز مثبت کردن بیلان هیدرولوژیک دریاچه وجود ندارد. با توجه با آنکه در حوضه آبریز این دریاچه آب کافی بدین منظور وجود ندارد، انتقال آب از دیگر حوضه‌های اطراف، مد نظر قرار گرفته است. یکی از این حوضه‌ها رود ارس بود که پس از کش و قوس‌های فراوان، نهایتاً با مخالفت سازمان حفاظت محیط زیست روبرو شد. این مخالفت دارای پایه علمی و حقوقی می‌باشد چرا که آب رود ارس دارای مصرف کنندگانی هم در کشور ما و هم در کشور همسایه یعنی آذرباییجان می‌باشد.

با دقت بر سایر حوضه‌های آبریز پیرامون دریاچه ارومیه، تنها حوضه‌ای که توانایی تامین آب مورد نیاز جهت احیای دریاچه را دارد دریای مازندران می‌باشد. حجم ذخیره این دریاچه به گونه‌ای است که می‌تواند کمبود فعلی آب دریاچه ارومیه یعنی چیزی در حدود ۱۶ میلیارد مترمکعب را تامین نماید، بدون آنکه آسیب آنچنانی از این انتقال آب بپذیرد. اگر به فرض محال این مقدار آب بطور ناگهانی از دریاچه مازندران کم شود، تنها در حدود ۴ سانتی متر از سطح آب آن کاسته می‌شود. این در حالی است که انتقال آب، در طی چندین سال صورت خواهد پذیرفت.

در مسیر انتقال آب از دریاچه مازندران به دریاچه ارومیه چالش‌های اجرایی و حقوقی وجود دارد که بنظر می‌-رسد این چالش‌ها قابل حل باشد. خوب است که مسئولین محترم اهتمام جدی به حل مشکل دریاچه ارومیه بنمایند، پیش از آنکه بجای «دریاچه ارومیه» در نقشه‌ها، نام «کویر ارومیه» را مشاهده نماییم.

منبع: سایت تابناک ۶ اردیبهشت ۹۳


علی فراهانی گفته :

یکی از فرضیات مهم که در بحث سیستم داینامیک اشاره میشود و از مسائل پایه ای به شمار میرود بحث مرز سیستم است . در مطلب گفته شده اگرچه به روشنی بحث ورودی و خروجی و انباشت مطرح شده اما نکته مغفول بحث مرز سیستم ماست
در اینجا بحث نویسنده به دریاچه ارومیه محدود شده و برای فرار از مشکل فعلی راه حلی ارائه شده که تنها و تنها به بخش کم شدن ۴ سانتی متری آب دریاچه کاسپین (خزر) اشاره شده ، در حالی که اولا : این مسئله باعث ایجاد یک رویه برای کشورهای حیطه دریاچه کاسپین خواهد نمود که برای رفع مشکلات درون مرزی خود اجازه خواهند داشت که از آب های مشترک المرز به عنوان ذخایر ملی استفاده کنند که این خود باعث فعال شدن یک حلقه خطرناک تر میگردد که در آن تمام کشور های حوزه دریاجه به فکر استفاده از ان میافتند که خطرات آن ناگفته پیداست
ثانیا تغییرات ۴ سانتی متری میتواند اثرات مخرب زیست محیطی سنگینی بر اقلیم دریاچه بگذارد، به عنوان مثل برداشت آب از دریاچه کاسپین هم زمان با روند رو به رشد ورود پس اب و فاضلاب شهر های اطراف دریاچه به آن حداقل باعث افزایش غلظت آلودگی در حیطه مرز های کشورمان داشته و منجر به الودگی بالاتر آبزیان حوزه نزدیک به ایران شود ، در عین حال این اثرات میتواند ابعاد گستره تری نیز داشته باشد که نیاز به مطالعات بیشتری دارد.
در نهایت اینکه هزینه انتقال آب به دریاجه ارومیه ممکن اس ابعاد وسیع سیاسی گرفته و عملا طرح را به محلی برای تبلیغات یک پروژه بی فایده ولی پرجلوه تبدیل کند .
لذا پیشنهاد نویسنده بالا به جهت مرز کوچکتر از نیاز سیستمی با عواقب سنگین تری در آینده رو به رو خواهد شد که اگر چه ممکن است موجب حل مشکل دریاچه ارومیه گردد اما مشکل را به بخش های دیگری منتقل کند .
لذا برای این مشکل باید علاوه بر حوزه دریاچه ارومیه به کل کشور و یا حتی به صورت منطقه ای نظر داشت تا با راه حلی دم دستی موجب ایجاد مشکلات بزرگتری نگردیم

[پاسخ]

عبدالرضا خانلری گفته :

با درود:
سیستم مرتبه اول است . اگر انباشت را دریاچه ارومیه فرض کنیم و میزان تبخیر / برداشت آبهای زیر زمینی و سطحی برای کشاورزی / بارش باران و جریانهای ورودی رودخانه ها را به عنوان شیرهای خروجی و ورودی در نظر بگیریم، این مسئله در قالب یک سیستم پویای در حال مرگ قابل بررسی خواهد بود. (خروجی بیشتر ار ورودی به مقدار ۱ میلیارد متر مکعب در سال)
نظر کارشناس محترم تا حدودی درست است. ۱۱ سال پیش، عیسی کلانتری دبیر فعلی ستاد احیای دریاچه ارومیه که در آن زمان مشاور رئیس جمهور بود، به رئیس جمهور وقت نامه ای نوشت و نسبت به بحرانی که دریاچه ارومیه را تهدید می کرد، هشدار داده بود.
سه سد بزرگ در حوزه ارومیه -تبریز -سلماس بشدت ورودیهای این دریاچه را کاهش داده است.
تامین آب آن غیر از روش فوق از طریق حوزه دجله عراق نیز ممکن است (رودخانه های واریزی به آن) البته دریاچه خزر هم در صورتیکه مشکل حقوقی نداشته باشد (حق سایر کشورهای همسایه) شاید امکان پذیر باشد زیرا تامین آب دریای خزر با مشکل مواجه نیست و برادران روس از طریق رود ولگا و غیره میتوانند همانطور که باعث افزایش ناگهانی آب دریای خزر حدود ۲۰سال پیش شدند و بسیاری از ویلاها سمت ایران در حاشیه دریا زیر آب رفت و دیگر ساحلی باقی نماند، مجددا کسری تامین ۴ سانت ناقابل آب را بنمایند (خوشبختانه شیب دریای خزر به سمت ایران است).
به هرحال اثرات زیست محیطی خشک شدن دریاچه ارومیه شدت منفی بیشتری از کاهش جزئی سطح آب دریای کاسپین دارد زیرا سطح دریای مازندران بسیار بزرگتر میباشد. کنترل برداشت آب توسط کشاورزان از طریق تامین آب مورد نیاز راهکار موازی و موثری در اینخصوص میتواند باشد (حتی نوع کشت تغییر کند یعنی سراغ محصولاتی برویم که دیم کاری بار می آیند).
به امید روزهای سبز دریاچه ارومیه.

[پاسخ]

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد


آمار و ارقام