مهمان گرامی , خوش آمدید
خوراک سایت

تعادل و توازن بین کار و زندگی ۱- ۴ کنترل کننده فشار

درج شده در : ۴ دی, ۱۳۹۳|۱۵:۴۵ | تعداد بازدید: 711 مرتبه

تعادل و توازن بین کار و زندگی ۱- ۴ کنترل کننده فشار
استرس و فشار کار زندگی ام را مختل ساخته است….
احساس بیماری می کنم، فکر می کنم سلامتی ام در خطر است……
به خانواده ام نمی رسم، همسرم می گوید برای چه ازدواج کردی!
امکاناتی ایجاد کرده ام که خودم امکان استفاده ندارم!!!!
قفسه سینه ام درد می گیرد و سیستم گوارشم وضعیت مناسبی ندارد.
worlife2
شاید این جملات برای شما هم آشنا باشد. اینها نشانه هایی از عدم تعادل در کار زندگی هستند و در مورد مشکلات شدید سلامتی اعلام خطر می کنند. دیروز با دوستی روبرو شدم که کلیه اش را به دلیل استرس و فشار کار از دست داده بود و در انتظار پیوند کلیه بود، شاید با شناخت روشهای ایجاد تعادل، اجتناب از استرسهای شدید و عادات غذایی مناسب این وضعیت به تعویق می افتاد. دوست دیگری، مبتلا به سرطان شده بود، او سالها در بخش حقوقی یک شرکت کار می کرد و وقتی از دکتر پرسیده بود، چرا من به این بمماری مبتلا شدم، دکتر به او گفته بود، استرس تورا به این روز انداخته است، این دوست می گفت با خودم فکر کردم و دیدم درست می گوید من ۳۰ سال است دارم دعوا می کنم! امیدوارم این سری مطالب بتواند به خودم و شما کمک کند تا مبتلا به این شرایط نشویم. هر چند عمل کردن به این حرفها چندان راحت نیست! نیازمند تغییر هستیم و تغییر هم خوشایند نیست، اما اجتناب نا پذیر است…
برویم سر اصل مطلب
چه چیزهایی می تواند باعث بازگشت تعادل به زندگی یا کارمان شود؟ چظور سلامتی و روابطمان را حفظ کنیم؟چگونه استرس منفی را کاهش دهیم؟
به این ۴ کنترل کننده توجه کنید:
۱- آزادی عمل
۲- ارتباطات
۳- چشم انداز
۴- توازن
اول در مورد آزادی عمل صحبت کنیم، اگر روی شرایط کاری و زندگیمان کنترل داشته باشیم، اگر حس کنیم بخش معنی داری از زمانمان را صرف فعالیتهای مفید کاری و شخصی می کنیم، اگر حس می کنیم زندگیمان تحت کنترل کامل کار، رییس و همسر و خانواده مان نیست، آن وقت درجه آزادی عمل ما بالاست. خبر خوبی است و در غیر این صورت باید تلاش کنیم تعادل را به آن باز گردانیم. آزادی عمل وقتی حس کنیم دارای مهارتها، تجارب و قابلیتهایی هستیم که با کمک آنها می توانیم سبک کار و زندگیمان را تغییر دهیم، افزایش می یابد. داشتن فهرستی از مهارتها، تجارب و قابلیتها می تواند به ما برای شجاعت تغییر کمک کند.
دوم، ارتباطات؛ هر قدر در محیط کار و زندگی مان احساس آرامش کنیم، راحت باشیم، استرس کاهش می یابد. احساس تنهایی شدید، نداشتن دوستان واقعی و همکاران خوب قطعاً ما را به هم می ریزد. انسانها نیاز اجتماعی دارند، باید حس تعلق خاطر داشته باشند باید دوست داشته باشند و دوست داشته شوند تا به تعادل بازگردند. معاشرت، خانواده، فعالیتهای اجتماعی، همکاران خوب و….می تواند به در بازیافتن تعادل کمک کند.
سوم، چشم انداز و ماموریتی است که برای خود متصوریم. هدف، مسیرو آتش سوزانی به نام انگیزه می تواند مانعی مقاوم در برابر استرس باشد. می تواند به ما یادآوری کند که برای رسیدن به هدف باید چگونه زندگی کنیم. باعث می شود چیزهایی کوچک و بی اهمیت مانع ما نشوند. می فهمیم که سختی کار بخشی از ذات زندگی است، توان پذیرش ریسک ما بیشتر می شود. تصویر بزرگ و تفکر سیستمی می تواند به کار و زندگی ما معنا بدهد تا به سازندگی و سازماندهی ادامه دهیم.
و چهارم تناسب، احساسی که در مورد جسم، ظاهر، وضعیت سلامت و سطح انرژی خود داریم. روزهای تلخ ما توام با وضعیت های نامناسب جسمی، سلامت است. به جای انرژی با فرسودگی و خستگی مفرط روبرو می شویم. پزشک به یکی دیگر از مراجعانم گفته بود که از بیماری نخواهد مرد اما اضافه وزن او را خواهد کشت! با تغییر سبک زندگی می توان تعادل را به زندگی برگردانیم. با کنترل وزن، حذف عادات غذایی غلط(خوردن نمک و چربی زیاد!) و از همه مهمتر ورزش می توانیم انرژی و اعتماد به نفسمان را افزایش دهیم و به تعادل برسیم. همین که حس کنیم نفس نفس نمی زنیم، همین که مطمئن شویم سالم هستیم، به زندگی و کارمان معنا می دهیم.
متخصصان مدیریت نظیر اپنسر جانسون و کنت بلانچارد به توجه به این چهار عامل تاکید دارند. ما هم عمل کنیم و نتایج را ببینیم.
متعادل باشید
(این مطالب ادامه دارد.)
فرشید عبدی
Drabdi.ir


نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد


آمار و ارقام