مهمان گرامی , خوش آمدید
خوراک سایت

تئوریهای مدیریت – معرفی کتاب: شرکت سهامی حیوانات

درج شده در : ۱۲ اسفند, ۱۳۹۲|۱۹:۲۹ | تعداد بازدید: 2,155 مرتبه

کتاب

کتاب

در کلاس تئوریهای مدیریت پیشرفته، کتاب “شرکت سهامی حیوانات” را معرفی کردم. کتابی ارزشمند با زبان داستان برای آموزش اصول مدیریت.
چند سال پیش با لطف استاد ارجمند دکتر خلیلی، قبل از انتشار، این فرصت را داشتم تا از این کتاب بیاموزم و امیدوارم علاقمندان دانش مدیریت هم فرصت آموختن از این کتاب را از دست ندهند. و اما معرفی کوتاه

نام کتاب: شرکت سهامی حیوانات
نویسنده: کنیث توکر و واندانا آلمان
ترجمه‌: دکتر سهراب خلیلی شورینی
ناشر: اندیشه‌های گوهربار
علی نعمتی شهاب
شرکت سهامی حیوانات یک رمان مدیریتی است؛ داستانی که در آن نویسندگان سعی می‌کنند تا در قالب تمثیل، اصول کلی اداره‌ی سازمان‌ها را برای خواننده بیان کنند. پیش از هر چیز اسم کتاب خواننده را به خود جلب می‌کند، اسمی که کاملا اثر جاویدان جورج اورول نویسنده‌ی انگلیسی قرن بیستم در نقد سوسیالیسم و کمونیسم (به‌ویژه از نوع روسی‌اش) ـ یعنی قلعه‌ی حیوانات ـ را به خاطر می‌آورد. جالب است که در مطالعه‌ی کتاب هم کاملا این حدس تقویت می‌شود که نویسندگان کتاب‌شان را براساس همان ایده‌ی اورول نگاشته‌اند؛ با این تفاوت که این بار دیگر خبری از توتالیتاریسم خوکی (!) نیست و یک خوک خیرخواه و باهوش با همکاری دیگر حیوانات موفق می‌شود براساس اصول اولیه‌ی مدیریت و البته بر بستر یک اقتصاد رقابتی، توطئه‌های دشمن (یعنی انسان‌ها) را ناکام بگذارد و کشتی مزرعه‌ی گودی را به ساحل نجات برساند. تقریبا اغلب شخصیت‌های کتاب معادلی برای شخصیت‌های مشابه‌شان در قلعه‌ی حیوانات هستند؛ از جمله مو که معادل ناپلئون (خوک بدطینت قلعه‌ی حیوانات) گرفته شده یا اسب بارکش و بز پیری که در هر دو قصه حضور دارند؛ هر چند رفتارشان با یکدیگر متفاوت است.

همه چیز از آن‌جا آغاز می‌شود که گودی ـ صاحب مزرعه ـ که دیگر پیر و ناتوان شده است، تصمیم‌ می‌گیرد که خود را بازنشسته کند و برای استراحت به خانه‌ی سالمندان برود. از آن‌جایی که او فرزند و وارثی ندارد، تصمیم می‌گیرد که اداره‌ی مزرعه را به حیوانات بسپارد. و در این میان خوکی خردمند به نام مو زمام امور را به‌عنوان مدیر مزرعه در دست می‌گیرد و قصه از همین جا آغاز می‌شود. در این میان فردی سوداگر به نام بیگز هم هست که می‌خواهد به هر قیمتی که شده مزرعه را از حیوانات بقاپد و با تأسیس یک مرکز تجاری، سود سرشاری را به جیب بزند. بنابراین مو هم وظیفه‌ی اداره‌ی مزرعه را به دوش می‌کشد و هم باید فکری برای مقابله با توطئه‌های بیگز بکند.

مو تصمیم می‌گیرد اصول اداره‌ی مزرعه را یاد بگیرد. در طی داستان با مو در رشد قابلیت‌های مدیریتی و دانش او همراه هستیم و در خلال همین همراهی، ما نیز اصول مدیریت را یاد می‌گیریم.

کتاب به شدت بر طنز موقعیت ناشی از عدم تناسب شخصیت‌ها با موقعیت‌هایی که در آن‌ها قرار گرفته‌اند تکیه دارد؛ از جمله داستانک‌های حاشیه‌ای زندگیِ مترسکِ مزرعه، مترسکی که به یأس فلسفی ناشی از احساس مهم نبودن شغل‌اش مبتلا شده است! مترسکی که فکر می‌کند روزهای ملال‌آور زندگی‌اش بدون هیچ فایده‌ای پشت سر گذاشته می‌شود: “سر و کله زدن با چند تا زاغ سیاه که دیگه این حرف‌ها رو نداره؛ من مرد میدان‌های بین‌المللی‌ام. حیف که کسی استعدادم را کشف نکرده …” جالب‌تر این است که سیستم مدیریت مزرعه آن‌قدر دموکراتیک است که به مترسک جان اجازه می‌دهد شغل‌اش را عوض کند و به شغل خطیر “تخم‌گذاری” در کنار مرغ‌ها مشغول شود! از آن طرف مترسک هم شغل‌اش را به یکی از همان زاغ‌ سیاه‌های پیش‌کسوت می‌سپرد و به این ترتیب تقریبا ریشه‌ی هر چه گیاه مفید و غیرمفید است در مزرعه توسط جناب زاغ سیاه کنده می‌شود (به قول آن دوست‌مان دست گل همه‌شون درد نکنه یعنی این!) اما این آخر قصه نیست و دست آخر، هم مترسک می‌فهمد که به درد تخم گذاشتن نمی‌خورد و هم زاغ سیاه می‌فهمد نگهبان شدن، برای یک موجود ذاتا دزد هیچ هیجان و لذتی ندارد! هر دو می فهمند که چقدر هم‌دیگر و بازی بین‌شان را دوست داشته‌اند و به این ترتیب، با خبرچینی زاغ و فرصت‌شناسیِ مترسک، توطئه‌ی بزرگ آقای بیگز کشف می‌شود و مزرعه نجات می‌یابد. پس از این اتفاقات است که مترسک و زاغ هر دو بر سرِ بازی قبلی‌شان بر می‌‌گردند: زاغ برای دزدیدن تلاش می‌کند و مترسک ـ که حالا فهمیده چه آدم (!) مهمی است ـ هم به گرفتن حال جناب زاغ مشغول می‌شود.

این تازه تمام ماجرا نیست؛ کتاب پر است از داستانک‌های شخصیت‌های جذاب. از مو مدیرعامل مزرعه گرفته تا خروس بی‌رقیب مزرعه که دلِ‌تمام مرغ‌های مزرعه را برده و کسی هم نمی‌خواهد به روی مبارک‌اش بیاورد تا مبادا پررو شود (!)، از اسب مزرعه که زن‌اش اصرار دارد باید کار روشن‌فکری اداری بکند و خودش، باربری را دوست دارد (!) تا دخترِِ گوسفند تر گل و ور گل مزرعه که منشی مدیرعامل است و دست آخر به خاطر حسادت زنانه‌ی زن جناب مو برکنار می‌شود (!) و …

کتاب را بخوانید تا طی یک داستان جذاب و با مایه‌های طنز یاد بگیرید چگونه مدیریت کنید و از آن مهم‌تر، باید انتظار داشته باشید چطور مدیریت‌تان کنند!

تاریخ : دوشنبه ۱ آذر ۱۳۸۹

Keywords:
About George Orwell , Animals, Inc , Vandana Allman , Kenneth A. Tucker By Ali Nemati Shahab
منبع:
http://www.golagha.ir/weblogs/library/?ty=15&id=4626


نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد


آمار و ارقام